میوه ی ممنوعه
حسرتم بسیار و می گویم ببازم کاش...شرط هایی را که بستم باز با هرگز
این دفتر بیمعنی، غرق میِ ناب اولی
.
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 13:39 توسط طلايه |
حسرتی ندارم دیگر...شرط هایی را که بسته بودم با هرگز زیاد باخته ام!!
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
فروردین ۱۳۹۱
آرشیو موضوعی
بچه که بودم...
انتقال تجربه
پیوندها
مفر
لیلا
چشمه
آقای نوروزی
سیاه سفید
صدا
باغ . بهار . بنفشه
این وبلاگ فعلا اسم ندارد
باران كه مي زند
گروه كوه پليمر
یادداشت های یک دختر ترشيده
خاطرات يك عاقد
شاتوت
گل ناز
سرخط بی خط
خودمونی
کافه چای کوفسکی
BLOGFA.COM